احمد احمدى بيرجندى و سيد على نقوى زاده
3
مدايح رضوى در شعر فارسى ( فارسي )
زيرا نه تنها از تأثير عميق روحانى آن بزرگان عالم انسانى ، بر مسلمانان فارسى زبان حكايت دارد ، بلكه جايگاه استوار و متين آنان را در تاريخ سياسى و اجتماعى اسلام مىنماياند . پيرامون نفوذ گستردهء اين مصاديق در شعر فارسى تا كنون تحقيقى مستقل و جامع انجام نشده است ، هر چند كه در كهنترين نمونههاى موجود شعر فارسى ، مانند اشعار شقيق بلخى ، كسائى مروزى ، عنصرى بلخى و ديگر شاعران سبك خراسانى ، اشارههايى به نمايههاى مورد بحث هست . و در سرودههاى ناصر خسرو قباديانى و خاقانى شروانى از عظمت گفتار و كردار امير المؤمنين و دو سبط معصوم او - عليهم السلام - به تفصيل و مكرر سخن رفته است . و ليكن دورهاى كه از نظرگاه تتبّع در تاريخ تشيّع بسيار حايز اهميت مىنمايد ، و متأسفانه تا كنون پيرامون آن دوره ، محقّقان قلم و قدم نزدهاند ، سالهاى بين 600 تا 800 هجرى است . در اين دو قرن جنبشى شيعى - كه تحسين برانگيز و چشمگير است - در ادبيات فارسى پيش آمد و شاعرانى علم شدند كه « طبع آنان را در دار الملك بقا به مدّاحى محمد و آل او - عليهم السلام - نوشته بودهاند » « 1 » اما متأسفانه تا كنون در احوال آنان جستجويى نشده و آثار آنان احيا نگرديده است . يكى از معاريف شاعران مزبور ، مولانا حسن بن محمود كاشانى است كه در نيمهء دوم سدهء هفتم و اوائل سده هشتم مىزيسته ، و قصايدى ناب و استوار ، در مدح و ستايش خاندان پيامبر اسلام ( ص ) سروده است . وى حدود سى سال سخنورى كرده ، و در اين سى سال هرگز پيش كسى « مديح سگال » نبوده ؛ زيرا كه : مخدّرات سرا پردهء ضمير وُرا * به مدح آل على بستهاند عقد وصال « 2 » وى از شاعران عصر خود كه از ديوانهاى اسلاف ، به زور شعرى فراهم مىآوردهاند و مدّاحى ارباب زر و زور را مىكردهاند به تمسخر ياد كرده ، و با آن كه « به جهان در سخنورى دعويى » نداشته ، به مدّاحى على و آل على عليهم السلام ، فخر كرده و گفته است : هر دل كه دوستى على اختيار كرد * او را خداى در دو جهان بختيار كرد
--> ( 1 ) - شوشترى : مجالس المومنين ، 2 / 627 ( 2 ) - همان مأخذ 2 / 627